پیدایش ماهیماه

پیدایش ماهیماه

درباره ماهیماه
12 مرداد 94
توسط: ماهیماه

ماهیماه چطور بوجود اومد و روش کار اون ریشه در چه اصالتی داره؟

شاید بهتر باشه اول بگیم چطور عکاسی استودیویی به عکاسی ودینگ راه پیدا کرد و جزئی از عکاسی مراسم عروسی شد.

عکاسی استودیو در دنیا به منظور پروژه های تجاری مثل فشن ، مادلینگ و صنعتی که به محیط تعریف شده و کنترل شده ای نیاز دارند و  برای عکاسی از آدمهای معمولی با نیت های شخصی تنها در زمینه ی پرتره کلاسیک تعریف شده بود. در پرتره کلاسیک تنها عامل تعیین کننده ی فضا، نور هست و بجز صندلی برای نشستن و نهایتا یک میز جلوی سوژه از دکور خاصی استفاده نمی شد.

اما در ایران به دلیل مقید و محجبه بودن برای داشتن عکس های اختصاصی عروس و دامادی و خانوادگی، عکاسی شدن در فضای آتلیه ای باب شد.

در ابتدا این تجربه تازگی داشت و برای مردم جالب بود. اما کم کم با اضافه شدنِ ژست ها و دکورهای مصنوعی ، خسته کننده و تکراری شد. و به فضای سبز آمد اما با همان روش مرسوم محیط آتلیه ای.
و اما همچنان دیدگاه تجاری در عکاسی _در ایران- سعی در جلب توجه و نظر و ایجاد سلیقه برای این بازار پررقابت کرد. اضافه شدن عکاسی عمارت که گاها سازه های دکوراتیو و مصنوعی در باغ ها هستند . سناریوها، قاب بندی ها و ژست ها برای تک تک زوج ها تکرار و تکرار شد...

ما معتقدیم اینکه اغلب مردم قادر نیستند قصه خودشون رو کافی ، زیبا و ارزشمند بدونند و در قالب یک اتفاق منحصربفرد و خلاقانه موندگار کنند، به دیدگاه تجاری اجازه تصمیم و اعمال سلیقه جمعی داد.

باب شدنِ الهام گرفتن ها از فضای چشم نواز پینترست که شبیه سبک زندگی واقعی ما نیست کم کم ما رو از اصالت دل نواز و با ارزشِ خودمون دور کرد. ما تصویری رو که میخواستیم سالها بعد به فرزندانمون نشون بدیم و بگیم ما اون موقع اینطور زندگی می کردیم، با فیلترهای چشم نواز و خنده هایی که شبیه خنده های عروس داماد های پینترستی بودند ، تزیین و معاوضه کردیم...

اما یک روز ما وقتی دیدیم خودمون جلوی دوربین که باشیم دوست نداریم کسی به ما بگه به افق نگاه کنیم یا چطور همدیگرو در آغوش بگیریم یا بگه : خنده ت عروسانه نیست اسپورت میخندی! و به ساقدوشها بگه : مثل جنتلمن ها راه برید!
تصمیم به تغییر و ایجاد فرهنگ جدید گرفتیم.
یک مشاور کسب و کار در ابتدای راه به ما گفت : اگر نخواید وارد سیستم بازار بشید و رویه هنری تون رو حفظ کنید، از این شیوه صد سال دیگه نتیجه می گیرید.

بارها بخاطر فشار اقتصادی و اینکه شیوه ما به دلیل تفاوت در اجرا فرسایش ها و جزییات اخلاقی و فنی زیادی داره ؛ تصمیم گرفتیم تجدید نظر کنیم.

چه بسیار دفعاتی که شنیدیم بدون اینکه از جزییات پشت صحنه ی روش ماهیماه و فشارهایی که روی ما هست مطلع باشند برچسب گرون بودن بهمون زدن.

بارها در مراسم ها بعنوان عکاس مستند حضور داشتیم اما  خانم یا آقای فیلمبردار خطاب می شیم. یا در فضای غیر حرفه ای و کنترل نشده سالن عروسی در اون شلوغی و سر و صدا ازمون درخواست "عکس هنری" ، " عکس یادگاری " ، " عکس خانوادگی " و " عکس عاشقانه زوجی " می کنن . یا در نهایت مجبور میشیم عکس یادگاری از میهمانان بگیریم. عکسی که هرگز چاپ نمیشه و اگه بشه هم سایز بزرگی نخواهد بود اما کیفیت دوربین های ما تنها دلیل این درخواستشونه : شما با دوربینت بگیری فرق می کنه! و تصور کنید که همه این درخواست های نامعقول بین انجام وظیفه ی اصلی ما که دنبال کردن عروس و داماد هست میافته و توی سر و صدای موزیک نمی شه براشون توضیح داد که چرا نمیتونیم این کارو بکنیم. در جواب میاد که من بعدا با شما حساب میکنم! یا می گن من فلان فامیل نزدیکِ عروس یا دامادم -یعنی حق دارم این درخواست رو بکنم-

و دلایل دیگه که در این مقال نمی گنجه ...

اما هر بار به عقیده و آرمان خودمون برگشتیم . ما این مسیر رو انتخاب کردیم . خیلی از گروه ها و استودیو ها رو مشابه ما دیدند و گفتند فلانی هم شبیه شما کار می کنه . هنوز گاهی حتی دوستان نزدیکمون هم بطور دقیق متوجه رسالت ماهیماه و تفاوت روش کار ماهیماه نیستند.
و ما همچنان صبور هستیم.

در این بین معدود کسانی هم بودند که مثل ما فکر می کردند و  همراه ، حامی و متقاضی ما شدند. تفاوت ما رو در روش مون درک می کردند. می دیدند که هیچ دو نمونه از پروژه های ما شبیه هم نیست. در هر پروژه نه فقط دو سه عکس بعنوان نمونه کار که اغلبِ عکسها قابل ارائه و دفاع بودند . دیدند که احساسات در عکس ها تصنعی و فرمایشی نیست. دیدند عکس های ماهیماه عکسهایی نیستن که بشود دوباره در موقعیتی مشابه تکرارشان کرد. چراکه ماهیماه وام دارِ لحظه هاست. به افراد و واقعیت هاشان. به خنده ها و آغوش های مخصوص هر زوج که امضای نوع بودن و اشتراک آنهاست... و این همه ی کاریه که در فضای حرفه ای دنیا انجام میشه و در گذشته پیش از ورود به دنیای تصنعی استودیو هم در مراسم های ما بوده.

اصلی ترین سوال ما از آدمها اینه که : میخواید در آینده مردم شما رو چطور به یاد بیارن ؟

پاسخ شما چیه ؟

ارسال نظر

!
!